الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

305

علل الشرايع ( فارسي )

اشخاصشان را ديده و به اسرار و ضمائرشان آگاه و عالم است ، اين مخلوق است كه هر گاه از مكانى منتقل شد ، مكان ديگر را اشغال نموده و مكان اوّلى را خالى مىگذارد ، در نتيجه مادامى كه در مكان دوّمى است از حوادث و رويدادهاى در مكان اوّل بىاطَّلاع مىباشد امّا خداى عظيم الشأن كه سلطان غالب و پادشاه چيره بر تمام خلائق است هيچ مكانى از او خالى نيست چنانچه هيچ موضعى مشغول به او نبوده و هيچ موجودى به مكانى اقرب از او نمىباشد و گفتار و كلام كسى را كه حق عزّ و جل او را با آيات محكمه و براهين واضحه و آشكار مبعوث فرموده و به كمك خودش او را تأييد كرده و وى را براى رساندن پيامهايش به مردم برگزيده است ما تصديق مىنماييم چه آنكه آن جناب فرموده : حق تعالى و پروردگار مهربان وى را مبعوث نموده و با او تكلَّم كرده است . پس از آنكه امام عليه السّلام اين سخنان را ايراد فرمود ، ابن ابى العوجاء از جا برخاست و به يارانش گفت : چه كسى مرا در اين دريا انداخت ؟ من از شما خواستم كه برايم دشمنى را سراغ بگيريد كه با وى همچون خمره اى باز كنم ، شما مرا در مقابل آتشى سوزان و ملتهب انداختيد . اصحابش به او گفتند : تو در مجلس آن حضرت ذليل و حقير بودى . در جواب گفت : او پسر كسى است كه سرهاى مردانى كه مىبينيد تراشيده و اين انبوه جمعيّت به فرمانش موهاى خود را زائل نموده‌اند . حديث ( 5 ) على بن احمد رحمة الله عليه از محمّد بن ابى عبد الله ، از محمّد بن اسماعيل ، از على بن عبّاس ، از قاسم بن ربيع صحّاف ، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت : حضرت ابا الحسن على بن موسى الرّضا عليه السّلام در جواب مسائل وى مكتوبى ارسال فرمودند كه در آن نوشته بود : علَّت و سرّ تشريع حجّ امورى است به اين شرح : الف : سير و حركت به سوى خداوند تبارك و تعالى . ب : طلب زياد شدن مال . ج : خارج شدن بنده از گناهانى كه مرتكب شده در حالى كه از گذشته ها توبه نموده و عازم باشد بر اطاعت نسبت به آينده . د : صرف مال و به تعب انداختن بدن و منع آن از شهوات و لذّات . ه : تقرّب جستن در عبادت به حضرت حقّ عزّ و جلّ .